ليلة المبيت اشارات محمد علي کعبي
تو ميروي واو مي ماند.خدا ميداند،که اين رفتن وماندن چقدرانقلابهاي آزادي بخش را چه به هيجان در مي آورند.براي اولين بار کسي ميخواهد دست به عملياتي متفاوت بزند.بعدها شايد بگويند :(عمليات استشهادي)و اماچه فرقي ميکند ليلة المبيت باشد يا هزار شب ديگر يا هزار روز ديگر...
مهم اين است که اين مخاطره جانبخش سرمشق متنهاي بينهايت خواهد بود
حسين فهميده ها( احمد قصير ها ،اشمرها*)(* ازشهداي عملياتهاي استشهادي حزب الله لبنان) و صدها استشهادي ديگر در راهند.
بگزار مرگ سرازيرشود:
_دور شو اي قلب جهان از حوالي شمشيرهاي برهنه.منادي تئوري آزادي و عقلانيت!دارالندوة را به آخر خط رسانده اي اما بايد بماني اگر چه ترور در سال 14 بعثت مانند عقاب برفراز کوه صبرنعره ميکشد.
صولت ندايت را به نقطه اي ديگر ببر.به جايي که هيچ کس مانع رسيدن باران به کوير نشود.کبوتران فرياد لاالله الاالله شکنجه نشوند وصداي تو به تمام جهانيان برسد
آخرين سفارشها را در گوش ذوالفغار خود زمزمه کن و برو
((_امشب در بستر من بخواب وآن پارچه سبزي راکه من هر شب روي خود ميکشيدم بر روي خود بکش تا تصور کنند من در بستر آرميده ام))
مبادا ديوارهاي نيمه کاره تمدن اسلامي از مهرباني دستهاي تو محروم شوند
برو که به قيمت جانم نخواهم گذاشت اين اتفاق بيافتد.
اي حضرت فضيلتهاي بينظير:
ميدانم که ترس ديرزماني است در وجود تو به قتل رسيده است.ترس زير سلطه ايمان تو رنگ ميبازدومفاهيم بلند از عمق سينه چراغانيت به پرواز در می آیند.
آینه بی مثیل من!بمان و تاریخ را عوض کن .
تو جنگلی در مقابل آن آبادی هایی هستی که از دور سو سو میزنند
بگزار مرگ سر ازیر شوداگر چه تمام درختان اندامت را از ریشه درآرد میدانم که به خاطرآنچه در قلبت میتپد می ایستی
جنگل سروهای پولادین!مبادا سیل به آبادی های عدالت گستری و خدا جویی برسد
بگذار شمشیرهای تشنه به خون ازمتن تمامی قبائل جاهلیت بر ضد حقیقت بشورند
تا تو هستی میدانم که تمدن اسلامی به ساخته شدن ادامه خواهد داد
ای حضرت فضیلتهای بی نظیر!ای جان محمد! بمان همانگونه که من میروم.
این دوحرکت در مقابل، نقطه اشتراکی دارند به نورانیت آفتاب.
به وضوح روزهایی که از متن لیلة المبیت متولد میشوند.
به حلاوت آیه ای که بعدها رهروان راهت مدام تلاوت خواهند کرد:
ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله والله رئوف بالعباد(سوره مبارکه بقره آیه 207)